من كي ام؟!
يه در به در، گم شده محله ها !
پشت پا خورده ترين صداي شهر بي صدا !
از كجا؟!
اون جا بن بست نفس !
اون جا كه خواب و خيال ، زندوني ميشه تو قفس !
وسط يه ضربدرم ، خونه به دوش و خسته
توي چهارراهي كه از چهار طرف بن بست !
من كي ام؟!
يه پاپتي !
پر از سوال بي جواب
صدتا جاده رو ديوار
نقاشي كردم توي خواب !
ديوارا قايم شدن ، اون ور پرده هاي رنگ
عمري كه دلخوشيم به اين دروغ هاي قشنگ
خود من اينجا رو ساخت!
ديوارا كار منن !
رنگ هارو پاك ميكنم ببين كه نعره مي زنم
خود من دبواراي زندونم رو ساختم ، آره!
من خودم رو توي چهار ديواري انداختم، آره!
به دستات نگاه کن…
توی این زندون اونقدر به خودت نرسیدی که ناخنات خیلی بلند شده…
یه کم فک کن…
آره همینه، راهش همینه….با ناخنات این پیله پاره کن… تو لیاقتت بیشتر از ایناست…تو باید دنیا رو تسخیر کنی…