بد نيست يه خورده در مورد تاريخ اونم دولابي هايي كه اونقدر كه بايد باز نشدن بدونيم. حتما شنيدين كه تاريخ تكرار ميشه. پس شايد با دونستن اتفاقات گذشته بشه توي مشكلات يك گزينه به گزينه هاي پيشنهادي براي حل مسايل اضافه كرد. براي همين تصميم گرفتم طبق روزشمار تاريخي يزد هر وقت ماجراي جالبي در گذشته رخ داده كه ارزش دونستن رو داره با كمال امانت داري براتون بنويسم. البته خود من هم در مورد چيزايي كه مينويسم از قبل مطالعات چنداني ندارم ولي سعي ميكنم تا اونجايي كه وقتم اجازه بده تمام اطلاعات لازم رو جمع كرده و اينجا بذارم.
14 خرداد تاريخ دستگيري جلال الدوله حاكم ستمگر يزد در دوره قاجاريه هست.
سلطان حسين ميرزامسعود (جلال الدوله) به طورى كه مورخين نوشته اند از پدرش ظل السلطان ظالم تر بود.
مهدى بامداد درباره او چنين مى نويسد:
سلطان حسين ميرزا جلال الدوله پسر بزرگ ظل السلطان كه مادرش همدم السلطنه دختر ميرزاتقى خان اميركبير بود در ۱۳سالگى حاكم فارس شد و ميرزا فتح الله خان صاحب ديوان پيشكار او گرديد. در مدت هفت سال آنقدر ظلم و ستم كرد كه مردم فارس عليه او شوريدند و بعد از عزل ظل السلطان او هم بركنار شد.
جلال الدوله با دختر ميرزا يوسف مستوفى الممالك ازدواج كرد. جلاليه كه در شمال تهران قرار داد بنام او است.
وقتى مجدداً ظل السلطان حاكم اصفهان گرديد جلال الدوله را حاكم يزد كرد كه ميرزا ابراهيم صديق الممالك شيبانى پيشكار او بود. در آنجا نيز دامنه قساوت خود را توسعه داد و جمعى از مردم بيگناه را به تهمت بابى گرى كشت و نعش آنان را براى ترساندن مردم در كوچه هاى شهر يزد به گردش درآورد.
شاكيان زيادى از او به تهران آمده چون به شكايت آنها رسيدگى نمى شد متحصن گرديدند تا از حكومت يزد معزول گرديد و بعد از چندى حاكم بروجرد شد.
با تمام عدم رضايتى كه از جلال الدوله وجود داشت براى بار دوم حاكم يزد گرديد و باز هم بابى كشى در يزد رايج گرديد.
بعد از قتل اتابك در جلوى مجلس جلال الدوله خود را در صف مشروطه خواهان جا زد و سوگند وفادارى ياد نمود اما هنگامى كه محمدعليشاه بر مشروطه خواهان چيره گشت گروهى از رجال را دعوت كرد كه اكراه داشتند به ديدنش بروند ولى عضدالملك وساطت كرد و دوازده نفر حضور محمدعليشاه رسيدند. پس از خاتمه مذاكره سه نفر (جلال الدوله- علاءالدوله- سردار منصور) توقيف و به فيروزكوه تبعيد گرديدند.
وقتى محمدعليشاه مجلس را به توپ بست، خانه جلال الدوله و ظل السلطان هم كه مورد تنفر محمدعليشاه بودند بمباران و به دست سربازان تاراج شد و جلال الدوله به اروپا تبعيد گرديد و طى تلگرافى چنين اعلام داشت: (چون جلال الدوله به خيالات فاسده علاءالدوله و سردار منصور را با خود همدست كرده و در صدد آشوب و انقلاب بودند، آنها را روانه فرنگ كرديم)
دكتر عاقلى مى نويسد:
سلطان حسين مسعود فرزند ظل السلطان در كودكى به تحصيل پرداخت و فنون نظامى و تيراندازى را فراگرفت. در ۱۳سالگى با موافقت ناصرالدين و به پيشنهاد ظل السلطان حاكم فارس شد و پيشكارش ميرزافتحعلى خان صاحب ديوانى بود. با وجود كمى سن خشونت به خرج مى داد و در جمع آورى مال حريص بود. وقتى فرمانفرمائى ظل السلطان محدود به اصفهان شد، جلال الدوله هم معزول گرديد ولى بعداً با پرداخت پيشكشى حاكم يزد گرديد و دست به چپاول زد و مغازه هائى غارت شد كه به دستور شاه جلال الدوله توقيف گرديد و مقرر شد ميرغضب ها محافظين را كه شهر را چپاول كرده اند گردن بزنند ولى با وساطت خانم عزت الدوله منتقى گرديد. جلال الدوله قريه فرح زاد را به مبلغ چهل هزار تومان به فرمانفرما فروخت و وجه آن را به شاه پيشكش كرد و حاكم بروجرد شد. در آنجا نيز به تجاوز ادامه داد و بار ديگر به يزد اعزام گرديد و سپس به كردستان رفت.
به علت تعدياتش مردم در تلگرافخانه متحصن شدند كه منجر به احضار جلال الدوله گرديد. بعد از مشروطيت نيز حاكم خمسه و زنجان شد كه خيلى زود تغيير كرد.
وقتى محمدعليشاه مجلس را به توپ بست منزل ظل السلطان و جلال الدوله را نيز ويران كرد. جلال الدوله را به اروپا تبعيد نمود كه با ثروت فراوانى كه داشت در آنجا زندگى مجللى براى خود فراهم ساخت
روزشمار تاريخي يزد(14 خرداد)
ژوئن 2, 2008 بدست خاتون