خراب آباد زیاد شنیده بودیم؛ حالا داریم میبینیم
Archive for ژوئن, 2008
من كي ام؟!
يه در به در، گم شده محله ها !
پشت پا خورده ترين صداي شهر بي صدا !
از كجا؟!
اون جا بن بست نفس !
اون جا كه خواب و خيال ، زندوني ميشه تو قفس !
وسط يه ضربدرم ، خونه به دوش و خسته
توي چهارراهي كه از چهار طرف بن بست !
من كي ام؟!
يه پاپتي [...]
كودكی كه آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:
می گویند كه فردا مرا به زمین می فرستی
اما من به این كوچكی و ناتوانی
چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟؟
خداوند پاسخ داد:
از میان فرشتگان بیشمارم
یكی را برای تو در نظر گرفته ام.
او در انتظار توست و حامی و
مراقب تو خواهد بود.
كودك همچنان [...]
حکایت
Posted in داستان, ستون آزاد on ژوئن 15, 2008 | 2 Comments »
روزى شاه عباس به شیخ بهایى گفت : دلم مىخواهد ترا قاضى القضات كشور نمایم تا همانطور كه معارف را منظم كردى دادگسترى را هم سر و صورتى بدهی، بلكه احقاق حق مردم بشود.
مرگ من…!!!
Posted in دلنامه on ژوئن 9, 2008 | 2 Comments »
خبر مرگ من آرام در صدایت ریخت
ناگهان شانه هات لرزید ند
چشم ها را کلافه
پشت سر هم باز و بسته می کردی
روی مرطوب گونه ات آرام قطرهایی درشت غلتید ند
صبح تاریک و سرد بهمن ماه از دهان ها بخار می آمد
مرده ها را به نوبت انگاری توی غسالخانه می چیدند
دست بی [...]
عشق یعنی دل سپردن در الست
از می وصل الهی مستِ مست
عشق یعنی ذکر ناموس خدا
یا علی گفتن به زیر دست و پا
عشق یعنی جلوه صبر خدا
شرم ایوب نبی از مرتضی
عشق بر دلداده فرمان میدهد
عاشق جان داده را جان میدهد
عشق باعث شد که دل سامان گرفت
پشت درب خانه زهرا جان گرفت
عشق یعنی انقلاب [...]
حكايت درخت
Posted in داستان on ژوئن 4, 2008 | 2 Comments »
«ایاک نعبد و ایاک نستعین»
تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم
در میان بنی اسرائیل عابدی بود. وی را گفتند:« فلان جا درختی است و قومی آن را می پرستند» عابد خشمگین شد، برخاست و تبر بر دوش نهاد تا آن درخت را برکند. ابلیس به صورت پیری ظاهر الصلاح، بر [...]
خداحافظ ای زخم بی پانسمان…
Posted in ستون آزاد on ژوئن 2, 2008 | 3 Comments »
آمدم جانم به قربانم رساندی نازنین کمتر بیا!
بی وفا حالا که ایرانسل خریدم ،خط یزد و بی خیال.مرده شور فرجه و دلشوره های دولابی و….
قصدم از نوشتن ،نوشتن بود با هر بن مایه ای که دوست داشتم طنز باشد تا فکاهه.نه قصدم طنز آوانگارد بود نه نوشته هایی از سر نوستالژی.
دوست شفیقم حجت خان قبل از اتفاق [...]
روزشمار تاريخي يزد(14 خرداد)
Posted in عمومی, tagged undefined on ژوئن 2, 2008 | No Comments »
بد نيست يه خورده در مورد تاريخ اونم دولابي هايي كه اونقدر كه بايد باز نشدن بدونيم. حتما شنيدين كه تاريخ تكرار ميشه. پس شايد با دونستن اتفاقات گذشته بشه توي مشكلات يك گزينه به گزينه هاي پيشنهادي براي حل مسايل اضافه كرد. براي همين تصميم گرفتم طبق روزشمار تاريخي يزد هر وقت ماجراي جالبي [...]