خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ می, 2008

کیمیا

نقل است که:
روزی مردی  هادی نام به بازار میرفت که فریادی شنید از فروش اجناسی به قیمت ارزان؛ رفت از آن بین چراغی و کتابی خرید  و به خانه شد؛ چراغ روشن نمود و به خواندن مشغول، چون پاره ای بخواند چنان به کتاب علاقه مند شد که در بر روی کسان بست و خود [...]

نوشته را کامل بخوانید »

مترسک

يک بار به مترسکی گفتم :
لابد از ايستادن در اين دشت خلوت خسته شده ای؟
گفت: لذت ترساندن عميق و پايدار است و من از آن خسته نمی شوم
دمی انديشيدم و کفتم:
درست است چون که من هم مزه اين لذت را چشيده ام
گفت فقط کسانی که بدنشان از کاه پوشيده شده باشد اين لذت را می [...]

نوشته را کامل بخوانید »

آقا مستقیم(قسمت پایانی)

آن روز و فرداي  آن روز به سختي براي آرمين گذشت ، سوالات متعددي او را آزار ميداد .
ساعت 5 بعدازظهر بود كه آرمين ساعت خود را در كافي شاپ نگاه كرد . همان زمان دختري به طرف او آمد . آرمين براي رعايت احترام به پا خاست و با احوالپرسي مختصري براي سارا سفارش [...]

نوشته را کامل بخوانید »

شکر نعمت

 
هر که قدر نعمت نشناسد، زوال آیدش از آن جا که نداند…
 

نوشته را کامل بخوانید »

….

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقت مي کرد بهت چي گفت ؟ 
 
 

 جايي که ميري مردمي داره که مي شکننت ،نکنه غصه بخوري،
من همه جا باهاتم .تو تنها نيستي ،تو کوله بارت عشق ميذارم که بگذري ،
قلب ميذارم که جا بدي ،اشک ميذارم که همراهيت کنه
 و مرگ که بدوني برميگردي پيشم.
———————————————–

نوشته را کامل بخوانید »

آقا مستقیم(قسمت چهارم)

از آن روز تا چند روز پس از آن سامان خبري از الناز نداشت و با اينكه دوست داشت صداي او را بشنود اما از تماس گرفتن با او خودداري ميكرد تا ببيند كه بايد چه تدبيري را در اين باره بينديشد .

نوشته را کامل بخوانید »

عشق

این عشق است که زایش می آورد و آن زاییده شده به عشق با عشق سرسبز و شاداب می شود و گرنه روز به روز پژمرده تر می شود تا می میرد .”

وقتی احساس می کنی همه ی دنیا تو را می خواهند .وقتی احساس می کنی

خداوند با همه ی [...]

نوشته را کامل بخوانید »

مگن اوروزا یتا مورچه خمیر کرده بود که بره نون بپزه، یهو کَتک همسایه مرسه و مگه بیا من نونت بپزم، مورچه هم مگه بفرمائد، کتکه میاد نونش بزنه تو تنور که میفته تو تنور و میسوزه و میمیره؛ مورچه بدبختم مره میشینه سر کوچه و بنا مکنه خاک تو سر کردن. یتا کلاغ داشته [...]

نوشته را کامل بخوانید »

« نوشته‌های تازه‌تر